رفتم کتابخونه محله مون عضو بشم، کارت دانشجو ییم
رو نیگا میکنه، میپرسه کتاب فارسی میخوای؟ میگم نه. بعد با تعجب میپرسم از کجا
فهمیدی من ایرانی هستم؟ میگه از اسمت
.
میپرسه)اهل صربستان هست ( تو ایران زنها راحت تحصیل میکنن؟ میگم آره
بابا، این نسل جدید بیشتر دخترها دارن میرن دانشگاه تا پسر ها، میگه، اه، من فکر
میکردم حرکت زنها از زمان مشروطه تو ایران شروع شده بود.
.
یه جشن تولد گرفتن واسه یکی از استادا، میپرسه کیک بذارم واست؟
میگم نه. جناب ریچارد میاد کنارم میگه چرا نمیخوری میترسی حلال نباشه؟
.
میگه ماهِ رمضونتون از کی شروع میشه؟ میگم تو
رمضون رو از کجا میشناسی؟ میگه یه رستوران لبنانی هست ، من میرم مرتب، اما تو
رمضون میبنده
.
دعوتم میکنه واسه باربکیو خونشون. بعد فرداش میاد میگه
گوشت حلال از کجا میخری برم بگیرم که تو هم
بتونی بخوری!
.
میگه من قبل از انقلاب اومدم ایران، دو هفته بیشتر نموندم،
زمانِ اون شاه بود. میگم آره محمد رضا شاه. میگه آره همونها که بعد از برکناری
مصدق اومدن!
0 comments:
Post a Comment